شمس الدين حافظ

885

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )

من يزيد : زياد كردن ، مزايده ، حراج ، هر كه از ديگر خريداران بهاى بيشترى دهد و خريد نمايد ، نيز بمعنى فروخت كالا . ( من بفتح ميم ) . : - الف - ( مصراع دوم بيت نخست ) - يكم : « كز ساكنان درگه پير . . . » نسخهء 805 - [ دوم : « كز چاكران پير مغان ، كمترين منم » حافظ قزوينى ] . : - ب - ( مصراع دوم بيت سوم ) : « پيوسته صدر ميكده‌ها . . . » نسخهء 805 - . ( . . . « مصطبه ، معرّب واژهء فارسى « مهر آس تپه » است ، . . . اين نام براى سكوهاى ايوان مانند مهرابه‌ها تعبيه شده در عرفان به جايگاه نشستن سالكان طريق در ميخانه و ميكده اطلاق مىشده . . . ميخانه و ميكده در اصطلاح حافظ ، محفل عارفان و عاشقان و رندان و قلندران است كه در آنجا از مى معرفت ، نشأت مىيافته‌اند . . . » دكتر همايون‌فرخ - ص 189 شاعر ساحر ) . - : « پيوسته صدر مصطبه‌ها . . . » قزوينى و خانلرى و . . . : - ج - ( مصراع دوم بيت چهارم ) - يكم : « كآلوده گشت جامه ، ولى . . . » حافظ قزوينى . - [ دوم : « كآلوده گشت خرقه . . . » نسخهء 805 ] . - ( سوم : « . . . خرقه ، مناسبت با مقام فقر دارد ، چون خرقه ، جامهء خرق عادت است ) بنابراين « خرقه » مناسبت دارد . » همايون‌فرخ [ همان‌جا ] . : - د - ( بيت پنجم ) : « شهباز دست پادشهم يا رب از چه خواست ؟ . » نسخهء 805 - . ( . . . « مفهوم عميقى دارد « خواست » به معنى مشيّت و اراده است . . . « خداوند ، اين چه مشيت و اراده‌ايست كه درباره‌ام معمول داشته كه دست و دستگاه پادشاه كه نشيمنگاهم بود ، بايد مرا از ياد برده باشند ؟ ! » همايون‌فرخ ؛ [ همان‌جا ] . ( : « . . . پادشهم ، اين چه حالت است » از حافظ قزوينى انتخاب شد ) . : - ه‍ - ( مصرع دوم بيت هشتم ) - يكم : « در بزم خواجه پرده ز كارت برافكنم » قزوينى . - [ دوم : « . . . پرده ز رازت . . . » نسخهء 805 ] . سوم : « . . . از « راز » پرده برگرفتن مهمّ است ، نه از « كار » . همايون‌فرخ ؛ همان‌جا : ص 190